تبلیغات

۩۞۩      

۩۞۩محصول یکسال خرما ۩۞۩

اخلاق باید محمدی باشد

باید کار کنیم.خیال نشود پیغمبر اکرم – که ما خاک راه مرید ها و صحابه ی بزرگوار آن حضرت هستیم – فقط به دعا اکتفا می کرد.

دعا داشت; اما همان پیغمبری که پیش پروردگار استغاثه می کرد و برای نصرت اشک می ریخت هم ابراز دفاعی و صلاح زور را فراهم میکرد، هم پشتیبانیهای مادی و غذایی را تامین می نمود و هم حیله های جنگی  به کار می برد. در همین جنگ احزاب، پیامبر با حیله ی سیاسی جالبی، بین لشکر دشمن جدایی انداخت; اما خیلی از اصحاب از آن سر در نیاوردند! پیامبر محرمانه پیغام فرستاد و یکی دو نفر از افراد قبایل مهاجم را خواست و گفت: محصول یک سال خرمای مدینه رابه شما می دهیم، شما از جنگ کنار بکشید . پیغمبر توقع هم نداشت انها قبول کنند. آنها گفتند می رویم فکر می کنیم. وقتی رفتند، اصحاب پیغمبر گفتند: یا رسول الله! اینها کی هستند که ما خرمای مدینه رابهشان بدهیم؟ زمان جاهلیت اگر می خواستند به ما حمله کنند، ما حاضر نبودیم پسمانده ی خرماهای خود را به اینها بدهیم! پیغمبر تبسم کردو برای آنها توضیح نداد. وقتی آنها رفتند بین کفار پچ پچ  افتاد که عده ای رفته اند با محمد ساخته اند. بنابراین در دل بعضی از آنها وسوسه افتاد و اختلاف بزرگی میانشان ایجاد شد. پیغمبر از این شیوه ها هم استفاده می کرد. هم جنگ، هم حیله، هم تبلیغات، هم اطلاعات، هم برداشتن مزاحمان از سر راه، هم تضویق کم کارها; همه ی اینها در کنارهم به کار می گرفت.

پیامت درمورد این مطلب چیه؟

۩۞۩

۩۞۩ "*"اخلاق باید محمدی باشد"*" ۩۞۩

۩۞۩

۩۞۩آیا زندگی پیامبر همین مختصر است؟۩۞۩

اخلاق باید محمدی باشد

آدم وقتی تاریخ زندگی پیامبر را نگاه میکند، می بیند چقدر نکات و مطالب نادانسته در آن وجود دارد.ما از زندگی پیامبر فقط چند روایت متفرق درباره ی فلان برخورد، فلان اظهار و فلان کلمه را غالبا تکرار میکنیم. آیا زندگی پیامبر همین مختصر است؟

آن ده سال که حضرت در مدینه تشریف داشتند از کثرت حوادث و وقایع آموزنده ، هنگامه است. امروز ما در شرایطی هستیم که از جهانی شبیه شرایط زمان پیغمبر است. چقدر همه ی ما کوچک و بزرگ عالم و عامی به بعضی از این درسها و اشاراتی که در زندگی نبی اکرم صلی الله علیه وآله و سلم وجود دارد احتیاج داریم. ده سال اواخر زندگی آن حضرت در مدینه پر از حادثه و درس است. واقعا اگر یک انسان پرتلاش معمولی که اصلا هم خسته نشود بخواهد کاری را که در آن ده سال شده، انجام دهد، به صد سال زمان احتیاج دارد. تازه شاید بتواند در صد سال، کاری را که در آن مدت  کوتاه – ده سال – انجام شد، انجام دهد. البته تفاوت کیفیت نبی اکرم با یک آدم معمولی هم مطرح است. واقعا اگر کسی بخواهد آن حجم کارهایی را که در آن ده سال انجام شد، انجام دهد، صد سال طول میکشد. ما غالبا از این عظمت مطلع نیستیم.

پیامت درمورد این مطلب چیه؟

۩۞۩

۩۞۩ "*"اخلاق باید محمدی باشد"*" ۩۞۩

۩۞۩

 ۩۞۩اگر به گردن من حقی دارید ۩۞۩

اخلاق باید محمدی باشد

پیغمبر به مسجد آمدند و روی منبر نشستند و فرموندن که هر کس به گردن من حقی دارد، ان حق را از من بگیرد.مردم شروع به گریه کردند و گفتند یا رسول الله! ما به گردن تو حق داشته باشیم؟! فرمود: رسوایی پیش خدا سخت تر از رسوایی پیش شماست ; اگر به گردن من حقی دارید، اگر از من طلبی دارید، بیایید و بگیرید تا به روز قیامت نیفتد.

ببینید چه اخلاقی! کیست که دارد این حرف را میزند؟ آن انسان والایی که جبرئیل به مصاحبت به او افتخار میکند; اما در عین حال با مردم شوخی نمیکند ; جدی میگوید تا مبادا در جایی به وسیله ی او، ندانسته حقی از کسی ضایع شده باشد.

پیغمبر این مطلب را دوبار، سه بار تکرار کرد. مطلبی که غالبا نقل کرده اند، این است که یک نفر بلند شد و عرض کرد: یارسول الله! من به گردن تو حقی دارم; تو یک وقت با ناقه از پهلوی من عبور می کردی; ناقه ی من نزدیک تو امد تو با عصا هی کردی;  ولی عصا به شکم من خورد و من این را ازتو طلبکارم. پیغمبر پیراهنش را بالا زد و گفت همین حالا بیا قصاص کن; نگذار به قیامت بیفتد. مردم حیرت زده نگاه می کردند و میگفتند آیا این مرد واقعا می خواهد قصاص کند؟ ایا دلش خواهد آمد؟ دیدند پیغمبر کسی را فرستاد تا از خانه، همان چوب دستی را بیاورند. بعد فرمود: بیا بگیر و با همین چوپ به شکم من بزن.آن مرد جلو آمد.مردم، همه مبهوت، متحیر و شرمنده از این که نکند این مرد بخواهد این کاررا بکند; اما یک وقت دیدند او روی پای پیغمبر افتاد و بنا کرد شکم پیغمبر را بوسیدن. گفت: یا رسول الله! من با بوس بدن تو خودم را از آتش دوزخ نجات می دهم!

پیامت درمورد این مطلب چیه؟